صنعت سینمای ملی و مدیریت
صنعت سینمای ملی وقتی پا میگیرد که مردم بابت سینما پول بپردازند، و مردم پول نمیپردازند مگر آنکه فیلمی را دوست داشته باشند، و فیلمی را دوست نمیدارند مگر آنکه با علاقه متقابل به آنها ساخته شده باشد.
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: روزنامه سلام 8 آذرماه 1377
صنعت سینمای ملی و مدیریت
صنعت سینمای ملی وقتی پا میگیرد که مردم بابت سینما پول بپردازند، و مردم پول نمیپردازند مگر آنکه فیلمی را دوست داشته باشند، و فیلمی را دوست نمیدارند مگر آنکه با علاقه متقابل به آنها ساخته شده باشد.
همان قدر که مردم به سینما احتیاج دارند سینما هم به مردم احتیاج دارد. هیچ خزانهای نمیتواند خرج برپایی، دوام و توسعه یک سینمای صنعتی را بپردازد. سرمایه اصلی صنعت سینما علاقه و اشتیاق مردم به استفاده از محصولات این صنعت است. سینما مثل شعر و قصه و رمان احتیاجاتش با یک قلم و یک دفتر برآورده نمیشود. ابزاری که سینما به آن نیازمند است از گرانترین ابزار موجود در بازار کالای صنعتی است. نگاتیو، پوزیتو، مواد صدا، لابراتوار چاپ و ظهور، دارو و مواد خام، انواع لنز، انواع بدنه و دوربین، وسائل حرکتی، لامپهای گوناگون، چراغهای گوناگون و مسائل اختصاصی، انواع میکروفن، ضبط صوتهای مخصوص، نیروهای تخصصی – فنی، دستگاههای صداگذاری، دستگاههای نمایش، سالن، تشکیلات تبلیغاتی، تشکیلات توزیع و ... همه و همه ابزار و امکاناتی هستند که باید برای ادامه یک اثر سینمایی بکار گرفته شوند. فراهم کردن این وسایل پول میخواهد. استفاده از این وسایل آموزش میخواهد. این سرمایه چگونه باید فراهم شود؟ این آموزش چگونه باید صورت بگیرد؟
صنعت سینما زنجیرهای از نهادهای تحقیقاتی، آموزشی، کارگاهی، فنی، صنفی و تشکیلاتیست که در سایه نظم، قانون و گردش سرمایه شکل میگیرد. تغییر مداوم قوانین، بلاتکلیفی در زمینه سرمایه گذاری و اعمال سلیقههای شخصی هیچگاه به شکل گیری صنعت سینما منجر نخواهد شد. ثبات منطقی قوانین، باور کردن تماشاگر بعنوان سرمایه اصلی صنعت سینمای ملی تشکیلات مستقل صنفی، نظارت و مشارکت واقعی دست اندرکاران در امور، دور بودن محیط سینما از اعمال زور و جو آزاد تبادل نظر و گفتگو شرایط اولیه پا گرفتن صنعت سینما هستند. در چنین شرایطی سینماگران با خیال آسوده به جستجوی موضوعات مورد علاقه مردم میروند و با بازتاب آنها در آثار خود سرمایه لازم برای گردش صنعت سینما را فراهم میکنند. توسعه بازار سینما و موفقیت آن در بازار داخلی زمینه ساز خروج محصولات این صنعت از مرزها و ورود به بازارهای منطقه دنیاست. افزایش سرمایه در گردش سینما به ارتقای کیفی و کمی ابزار تولید و نمایش منجر میشود و به همین ترتیب افزایش کمی و کیفی تولیدات به توسعه بازار میانجامد. صنعت سینمای مستقل یعنی سینمایی که تولید کننده ریز و درشت ابزار خود باشد و همراه با صدور فیلمها به صدور مسائل ابزار فنی سینما اقدام کند. اگر ما با چنان روزگاری حتی 50 سال فاصله داشته باشیم ناگزیریم از امروز با این چشم انداز خود را تنظیم کنیم.
اولین قدم در این مسیر افزایش تولیدات جذاب و به اشباع رساندن بازار داخلی است. بدیهی است که قدم بعدی ورود به بازار دنیاست و مرحله بعد تلاش برای تولید ابزار و وسائل در داخل و ... یکی از موانع پا گرفتن صنعت سینما ایجاد تشکلهای وابسته به دولت است. شاید برای احیای سینمای از پا افتاده – مثل سینمای قبل از انقلاب – و ایجاد حرکت در چرخه تولید، چنین کاری ضروری باشد؛ ولی آیا ادامه حرکت سینما به سوی صنعتی شدن نیز چنین برنامهای را میطلبد. سینما در واقع فضایی فرهنگی و ذوقی است. در چنین فضایی بی عدالتی و تبعیض چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟ آیا میتوان از سینمایی که تن به چنین شرایطی میدهد توقع ایفای رسالتهای فرهنگی را داشت؟ دستمایه اولیه سینما قریحه و ذوق و تخیل و قوه ابداع و ابتکار است. در فضایی که وابستگی در آن مهمتر از لیاقت باشد و اعمال قدرت سیاسی حرف اول و آخر را بزند، قریحه و ابتکار چه سرنوشتی پیدا میکند؟
متاسفانه ما گاهی علیرغم آنکه در شعار طرفدار استقلال هستیم در عمل به سراغ نسخههای وارداتی میرویم ... مثلاً فکر میکنیم سینمای آمریکا تنها صورت ممکن برای سینمایی است که تماشاگر را سرمایه اصلی خود میداند. بنابراین اگر سینمای آنجا در انحصار چند کمپانی بزرگ و تمرکز و تقسیم امور سینما در آنها اقدام کنیم و توجه نمیکنیم که این کمپانیهای بزرگ در ابتدا کمپانیهای کوچک بودند و آنچه آنها را بزرگ کرد بیش از آنکه مربوط به دخالت دولت باشد مربوط به حمایت و استقبال تماشاگران از آثار آنها بوده است. ضرب المثل معروف دمیدن به سرنا از دهانه گشاد آن ظاهراً در چنین مواردی مصداق پیدا میکند. یعنی، به جای آنکه در تدارک بسیج نیروها و فراهم آوردن امکان ابتکا عمل برای همه آنها باشیم، به فکر بیافتیم که ابتکار عمل را از همه سلب کنیم و همه امکانات را به چند کمپانی بزرگ واگذار کنیم. چنین ایدههایی نشان دهنده آن است که ما هنوز باور نکردهایم که فرهنگ پادگان نیست و با ایجاد سلسله مراتب و درجه بندی و ایجاد ستادهای فرماندهی و ... نمیتوان به قریحه و ذوق و تخیل و قوه ابداع و ابتکار دامن زد.
برادران، دوستان، آنچه امروز برای سینما اصلیترین نکته است ارزش گذاریهای واقعی است. سینمای ایران تشنه انصاف است. با یک جشنواره و یک جشن نمیتوان این تشنگی تاریخی را فرو نشاند. فرد اهمیت دارد. احترام دارد. اصل اول در آفرینش ذوق همین فردیت است. باور کنیم که اعتبار فقط مخصوص هنرمندانی نیست که خود را ثابت کردهاند. اعتماد به نفس اصلیترین مولفه در کار خلاقه است. شاید رسالت دولت آقای خاتمی فقط همین یک کلمه باشد. احیای اعتماد به نفس و شجاعت در تصمیم گیری شعاری نیست که فقط برای مدیران کشور مطرح شده باشد. در واقع مدیران لایق آن کسانی هستند که این خصوصیت را در سطوح حوزه مدیریت خود احیا کنند.
آنچه که امروز میتواند زمینه ساز پا گرفتن صنعت سینما باشد، ایجاد زمینه برای فعالیت همه نیروها و سلائق در چارچوبهای قانونی است. فقط نشاط، باور و امید همگان است که میتواند افق آینده را برای ما روشن کند، در شرایطی نیستیم که از تهیه کنندگان حقیقی و یا شرکتهای کوچک خصوصی بینیاز باشیم و خیال کنیم تمرکز امکانات در قالب چند کمپانی بزرگ تضمین سرزندگی و نشاط و رونق در سینماست. شاید در سالیان آینده و در جریان استمرار تولیدات موفق چنین کمپانیهایی شکل بگیرند. اما شکل گیری طبیعی این گونه از مراکز الزاماً به معنای زوال حوزههای خصوصیتر و مستقل نیست.
حقیقت مطلب این است که ساختار سینمای ایران ساختاری دولتی است. این ساختار برای شکل گیری صنعت سینما مناسب نیست. تقسیم ساختار این سینما بین چند شرکت عمده نیز چیزی جز صورتی پیچیدهتر برای مدیریت دولتی نخواهد بود. در واقع چنین به نظر میرسد که سینمای ما هنوز از بحران مدیریت اقتدارگرا خلاص نشده است. شاید هنوز باور نکردهایم که مدیریت نیروی انسانی در حوزههای مختلف شیوههای مختلف میطلبد، و مثلاً نسخهای که در زمینه ورزش به کار میآید الزاماً در زمینه سینما کارساز نیست.
اگر ما به دنبال صنعت سینما هستیم اگر در این اندیشهایم که روزی جزو صادر کنندهگان محصولات سینمایی باشیم، باید بار دیگر همه چیز را از نو تعریف کنیم.
سرمایه، نیروی انسانی، تولید، توزیع، نمایش، مخاطب و صنعت سینما همه و همه محتاج به ارزیابی و تعریفی تازه هستند.
آیا خانه سینما چنین ضرورتی را احساس میکند؟
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
روزنامه سلام 8 آذرماه 1377
- 2
اخیراً در فضای سینما چنین گفت و گوهایی جریان دارد.