بعضی چیزها که از بهشتی دیدهام و شنیدهام...
● به ساز خلق نباید رقصید. اگر آرزو داری شخصیتی مستقل و آزاد و خلاق داشته باشی باید به رضایت خالق بیندیشی. فردیت گمشده بشری فقط از این راه نجات پیدا میکند.
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: ماهنامه فیلم شماره 163 شهریورماه 1373
بعضی چیزها که از بهشتی دیدهام و شنیدهام...
● به ساز خلق نباید رقصید. اگر آرزو داری شخصیتی مستقل و آزاد و خلاق داشته باشی باید به رضایت خالق بیندیشی. فردیت گمشده بشری فقط از این راه نجات پیدا میکند.
● مراتب را نباید انکار کرد. انکار مراتب به کفر میرسد.
● اجرا. اجرای زنده و فعال. او از فیلمساز توقع داشت که به آنچه میگوید اعتقاد داشته باشد. او مانع «سوپراستار» را از سر راه سینمای ایران برداشت، معرکه زد و خوردهای قلابی را تعطیل کرد و با سوء استفاده شهوانی از نمایش روابط زن و مرد بشدت مبارزه کرد. او نشان داد که اندیشه میتواند حرف اول را بزند. کارگردان اصلیترین مهره فیلم شد. فیلمنامه اهمیت پیدا کرد. رمان نویسها به سراغ سینما آمدند. اتاق او به محل جدی برخورد سلیقهها و افکار تبدیل شد. او همواره از اندیشه دینی سخن میگفت. او خواهان این بود که این اندیشه، فعالترین و زندهترین اجرا را در سینما پیدا کند.
● او از خوابهای فرعونی تارکوفسکی حرف میزد، اما قدرت او را در ایجاد تصاویر نیرومند انکار نمیکرد. گاهی از نکات مثبت او نیز نقل قول میکرد: «در سینمای من نماد وجود ندارد. هر چیزی همان است که هست ...»
● او میگفت حقیقت امپرسیونی نیست که از واقعیت در ذهن ما نقش ببندد.
● او از رابطه ظرف و مظروف میگفت؛ از رابطه فرم با محتوا، از معماری اسلامی، از طاقهای ضربی، از مقرنس کاریها، از محراب، از چرخش چهارچوبهای مربع و از ایجاد فضای دورانی گنبدها ...
● او از عرفان میگفت، و میگفت این فنا فی اللهی که صحبتش میشود، چیزی جز پاک شدن نیست.
● او از حفظ روحیه بسیجی سخن میگفت. میگفت خاطره بسیجی نباید فراموش شود.
● یک بار پیشنهاد ساختن بمباران حلبچه را به من داد. او پایان فیلم را در رستن دوباره سیزهها بر بام خانهها میدید.
● او همیشه از بازیچه شدن سینما در دست دلالها و کسبه جویای نام و نان هراسان بود.
● یک بار به شیوه و در تقسیم امکانات اعتراض کردم. او رسماً به من گفت که با تقسیم مساوی امکانات موافق نیست. عقیده داشت سهم بیشتر متعلق به کسیست که به اندیشه دینی نزدیکتر باشد.
● از ملعبه شدن سینمای جنگ در دست کسبه و دلال نگران بود.
● گاهی به رابطه نزدیک او با حاتمی کیا حسودیم میشد.
● برای شخصیت پردازی در سینما حرفهای زیادی داشت.
● حرکت شخصیتها را رو به بالا و رو به پایین توصیف میکرد. او مهربانی و دوستی و محبت و عشق و ایثار و ایمان و ... را حرکت رو به بالای شخصیتها توصیف میکرد و حقه و حسد و ... را حرکتهای رو به پایین. عقیده داشت که سینما باید مبلغ صفات آسمانی انسان باشد. او در زمینه کارهای فرهنگی، گاهی به طنز از منابع بالای ابری و منابع زیرزمینی حرف میزد ...
● روزی داستانی برایم تعریف کرد: «ملایی به شاگردان خود توحید افعالی را درس میداد. زلزله شد. شاگردان گریختند. گوشهای از سقف فرو ریخت. شاگردان بازگشتند. گرد و غبار فرو نشست. ملا غبار را تکاند و به درس ادامه داد: بله ... عرض میکردم ... توحید افعالی عبارت است از ...
● از حوصله و تامل سخن میگفت ... از معنا ... از سینمای برسون ...
● داشتن درکی مناسب از فضا و اشیاء و حرکت خطوط را شرط پیشرفت تکنیک در سینما میدانست.
● از سینمایی سخن میگفت که همه چیز در آن با باطن خود تطبیق داشته باشد ... توجه معنوی به اشیاء، درک تفاوتهای آمبیانس با افکت و دیالوگ. او درباره صدا، نور، خطوط و رنگها، حرفها داشت. از مینیاتور حرف میزد؛ از تختی حجمها، از شیوه روایت، از زبان، از کلام، از ارزش ادبیات و شعر ...
● «هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این کار ندانست در انکار بماند»
او را در حال خواندن این شعر به خاطر دارم ...
● یکی دو بار شعری را پیش او بازگو کردم. هر بار در سکوت مرا نگاه کرد:
«از هر طرف زندگی خیل حوادث کمین گهیست
زآن رو عنان گسست دواند سوار عمر»
● از با گرگها میرقصد میگفت ... از سینمای خلاق و ارزان. او به آشتی سینمای خلاق و مردم پسند اعتقاد داشت. موفقیت تجاری فیلمهای اخیر مهرجویی یکی از مثالهای او بود.
● عقیده داشت که ارتباط ما با سینمای دنیا باید ارتباطی حساب شده و تحت مراقبت باشد. او سوپراستارسازی را مقدمه تقلید از سینمای آمریکا و رواج روحیه سوداگری و تجارت در سینمای خود میدانست.
● تلاش او برای حذف حاکمیت سینمای خارجی بر سینمای ایران و تنگ کردن عرصه بر ویدئو، برای مدتی فضای نمایشی کشور را از خاطره سینمای غیرخودی پاک کرد.
● ده دوازده سال خالی کردن عرصه از رقیب خارجی و بازگرداندن همه امکانات ربوده شده به دامان سینمای داخلی فرصتی تاریخی بود که انقلاب اسلامی برای سینمای ایران هدیه آورد. توصیه دائمی بهشتی این بود که باید از این فرصت طلایی استفاده کرد. باید بنیانهای یک سینمای فرهنگی و مستقل را پی ریزی کرد. او میدانست که برای همیشه نمیتوان ویدئو و فیلمهای خارجی را در حبس و تبعید نگاه داشت. او سینمای پس از انقلاب را نوزادی میدانست که باید هرچه سریعتر راه رفتن را یاد بگیرد. او تهاجم فرهنگی غرب را قطعی میدانست. عقیده و اصرار داشت که انتقال میراث فرهنگ اسلامی به درون سینما، آینده آن را بیمه خواهد کرد.
● به طرح و نقشه برای سینما اعتقاد داشت. از برنامههای عاجل و دراز مدت حرف میزد. او به فکر پوشش فرهنگی و در عین حال متنوع و گسترده برای عامه مخاطبان بود.
● من به ارزیابی مثبت عملکرد بهشتی و انوار در نزد گردانندگان امور کشور مطمئن هستم. آنها خدمت گزارانی صدیق، شجاع و قابل تحسین بودند. آنها به ارتقاء استاندارد و مدیریت در کشور خدمت کردند. آنها یقیناً در هر جای دیگری که باشند منشاء خیر و برکت خواهند بود. جایشان سبز و یادشان گرامی باد.
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
ماهنامه فیلم شماره 163 شهریورماه 1373