بازگشت به آرشیو
یادداشت‌ها / ۲۳ فروردین ۱۳۸۸

مثل بهرام بيضايي نداريم

عليرضا دادونژاد: «سينماي ايران ارز‌ش‌هاي زيبا‌شناسي خود را باز مي‌شناسد و «وقتي همه خوابيم» بار‌ها و بارهاي ديگر ديده مي‌شود. كاش بهرام بيضايي بي‌درنگ فيلم بعدي را كليد بزند. مثل او نداريم.»

نویسنده / گفت‌وگوعلیرضا داوودنژاد

مثل بهرام بيضايي نداريم
اندازه متن

منبع ثبت‌شده در آرشیو: خبرگزاری ایسنا 23 فروردین‌ماه 1388

مثل بهرام بيضايي نداريم

عليرضا دادونژاد: «سينماي ايران ارز‌ش‌هاي زيبا‌شناسي خود را باز مي‌شناسد و «وقتي همه خوابيم» بار‌ها و بارهاي ديگر ديده مي‌شود. كاش بهرام بيضايي بي‌درنگ فيلم بعدي را كليد بزند. مثل او نداريم.»

اين كارگردان سينماي ايران كه در پروژه‌ي اخير بهرام بيضايي «وقتي همه‌ خوابيم» به‌عنوان مجري طرح همكاري داشته است، در نوشتاري همزمان با اكران عمومي اين فيلم به بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آورده است:

«وقتي همه خوابيم»

«وقتي همه خوابيم» چشم‌ها نمي‌بيند، گوش‌ها نمي‌شنود و وهم و خيال و خواب و رويا، هوش را از سرها مي‌ربايد.

«وقتي همه خوابيم» هيچ كدام، هيچ اراده‌اي نداريم و هيچ كس از ما توقع ندارد كه در خواب و خيال‌هاي خود دخالت كنيم و مثلا آنها را با دقت، ذوق و سليقه‌ي بيشتري طراحي كنيم.

«وقتي همه خوابيم» ناخودآگاه‌ترين بخش وجودمان فعال مي‌شود و علاوه بر روياهاي شيرين اميال سركوب‌شده و عقده‌هاي به تاريكي رانده نيز مجال جولان پيدا مي‌كنند.

همه اما مي‌دانيم كه براي هميشه نمي‌توان خوابيد. پلك زدن شب و طلوع آفتاب ناگزير است.

بار ديگر حواس بيدار مي‌شوند. گوش مي‌شنود، شامه مي‌بويد، چشايي مي‌چشد، دست لمس مي‌كند و چشم مي‌بيند. بار ديگر فكر نقاد مي‌شود و تخيل روبه آفرينش مي‌گذارد. من به سپيده دم اين روز ترديدي ندارم.

سينماي ايران ارز‌ش‌هاي زيبا‌شناسي خود را باز مي‌شناسد و «وقتي همه خوابيم» بار‌ها و بارهاي ديگر ديده مي‌شود. كاش بهرام بيضايي بي‌درنگ فيلم بعدي را كليد بزند. مثل او نداريم. او زاويه ديد، قاب‌بندي، تقطيع، ضرب‌آهنگ، سرعت در بازي، ساختار و سليقه‌مندي در تصوير و صداي فيلم را به ما متذكر مي‌شود.

اين براي سينماي ايران رمز ماندگاري، اثر‌گذاري و افتخار است. بيضايي «نيما»ي سينماي ماست. ياد نيما هم بخير.

«بر در دهكده مردي تنها

كوله‌بارش بر دوش

دست او بر در

مي‌گويد با خود:

غم اين خفته چند خواب در چشم ترم مي‌شكند»

عليرضا داودنژاد در پايان اين نوشتار آورده است: «راقم اين سطور به عنوان يكي از عوامل حاشيه‌اي اين فيلم از محمود شجاعي كه با سرمايه‌اش كمك كرد، فيلم را كليد بزنيم و معاونت سينمايي كه از توليد، گره باز كرد و از «فيلميران» كه سخت‌كوشانه به پخش فيلم همت گمارده برادرانه ممنون است.»

پانوشت‌ها و منابع فایل اصلی

شماره‌ها مطابق فایل منبع هستند.

1

خبرگزاری ایسنا 23 فروردین‌ماه 1388