بازگشت به آرشیو
یادداشت‌ها / اسفند ۱۳۷۱

ما و صد سالگی سینما

جشن صد سالگی سینما مال ما نیست. این جشن را کسانی باید بگیرند که بازار سینمای دنیا را در اختیار دارند و افکار عمومی توده‌ها و ملت‌ها را به هر سو که می‌خواهند می‌کشانند. ما در اداره بازار سینمای کشور خودمان لنگ…

نویسنده / گفت‌وگوعلیرضا داوودنژاد

ما و صد سالگی سینما
اندازه متن

منبع ثبت‌شده در آرشیو: ماهنامه فیلم شماره 138 اسفندماه 1371

ما و صد سالگی سینما

1

جشن صد سالگی سینما مال ما نیست. این جشن را کسانی باید بگیرند که بازار سینمای دنیا را در اختیار دارند و افکار عمومی توده‌ها و ملت‌ها را به هر سو که می‌خواهند می‌کشانند. ما در اداره بازار سینمای کشور خودمان لنگ می‌زنیم.

ما در شرایطی به سر می‌بریم که بخش خصوصی تمایلی به سرمایه گذاری در تولید فیلم سینمایی نشان نمی‌دهد و نماینده دویست و پنجاه سینمای باقیمانده کشور – طبق سنت دیرینه سینماداری – رسماً خواهان بازگشت فیلم خارجی‌ست. او علناً اعلام می‌کند که صاحبان سینما سهم تولیدکنندگان داخلی را از فروش فیلم‌ها پس نخواهند داد و ...

مراکز توزیع درمانده شده‌اند و کم کم آن‌ها نیز از زمزمه واردات فیلم استقبال می‌کنند. متخصصان و نیروهای خلاق پا سرگردان و بلاتکلیف‌اند و یا چنگ به دامان تلویزیون انداخته‌اند و برای گذران امور مشغولند، و این همه در احوالی‌ست که رهبر انقلاب خواهان درخشش سینمای نه فقط جشنواره‌ای ایران در آسمان هنر دنیاست.

تکلیف ما در جشن صد ساله شدن سینما چیست؟ ما که عملاً استعدادمان را در تولید تا حدود صد فیلم در سال نشان داده‌ایم، آیا امروز باید خودمان را از اداره بازار داخلی خودمان هم ناتوان بدانیم؟

بازگشت سالن‌های سینمای کشور به دامان فیلم خارجی یعنی مشت محکم استعمار و استثمار و استحمار بر فرق سینمای داخلی. من اطمینان دارم که این توطئه به سرانجام نخواهد رسید. سینمای ایران باقی خواهد ماند و در روزگار تنگنا و ورشکستگی بار دیگر خداوند به یاری او خواهد آمد. به امید جشن گرفتن در 101 سالگی سینما.

2

روز کوهستان‌های پربرف، فیلم رویاهای کوروساو.

ستیغ قله‌ها در میان برف و مه و ابر پیداست. مردانی بالا آمده‌اند. خسته‌اند. نفس‌ها بریده است. جلودار فریاد می‌زند. از ماندن پرهیز می‌دهد. از رسیدن به مقصد می‌گوید. از مقاومت از زندگی، از مرگ، بی اثر است. کوهنوردان یکی پس از دیگری از پا می‌افتند. او تنها می‌ماند. به اطراف می‌نگرد. سکوت و سپیدی برف همه جا را پوشانده است. مقاومت بی‌فایده است. او نیز از میان انبوه یخ در برف فرو می‌افتد. آوازی در کوهستان می‌پیچد. پریچهره‌ای بر بالین او حاضر می‌شود.

پری ... برف گرم است ... یخ داغ است ...

... کاش می‌توانستیم برای کوروساوا در ایران جشن تولد بگیریم.

پانوشت‌ها و منابع فایل اصلی

شماره‌ها مطابق فایل منبع هستند.

1

ماهنامه فیلم شماره 138 اسفندماه 1371