روزهای نوستالژیک
تغییر در سینمای اجتماعی ایران پس از دوم خرداد یک چیز بدیهی است. من عقیده دارم که در واقع رفتارها، ارتباطها، برخوردها و مناسبات اجتماعی تحت تاثیر گرایشاتی است که مراجع قدرت به جامعه القا میکنند. طبیعی است که…
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: روزنامه شرق 5 خردادماه 1386
روزهای نوستالژیک
تغییر در سینمای اجتماعی ایران پس از دوم خرداد یک چیز بدیهی است. من عقیده دارم که در واقع رفتارها، ارتباطها، برخوردها و مناسبات اجتماعی تحت تاثیر گرایشاتی است که مراجع قدرت به جامعه القا میکنند. طبیعی است که جا به جایی یا تغییر در این مراجع میتواند تغییر در مناسبات و مولفهها ایجاد کند. حالا چقدر این تغییرات استراتژیک یا تاکتیکی است، جدی است یا شوخی، خود را در مرور زمان نشان میدهد.
در سینما اگر بخواهم مجموعه تغییرات را با یک نشانه بارز نشان دهم میشود آن را با معاونت سینمایی سیف الله داد معلوم کرد. او از سنین جوانی وارد سینما شد. از طریق بنیاد سینمایی فارابی وارد سینما شد، به سرعت نویسنده شد، کارگردانی کرد، تهیه کننده شد و وارد حوزه پخش و فعالیتهای صنفی شد، که نمونهاش یک دوره مدیریت او در جامعه اصناف سینمایی ایران یعنی خانه سینما است.
در نتیجه در همه حوزههای مجموعه سینما یک سیر مفصل داشت. خیلیها ممکن است چنین سیری را طی کنند ولی در مورد سیف الله داد نکته مهمی وجود داشت. او مردم را دوست داشت و سینما را نیز دوست داشت و فیلمسازی را یاد گرفته بود و ارزش دانایی و سلیقه سینمایی را میدانست. یادم میآید که یک بار چگونه با صداقت از مهرجویی تقدیر کرد. او طرفدار قانون بود. این ویژگیها باعث شد که هم ساز و کارها را بشناسد و هم آدمهای حوزههای مختلف سینما را. ورود او به معاونت سینمایی باعث به وجود آمدن تغییراتی شد.
او با توجه به تجربیاتش در فیلمسازی و مدیریت نیروی انسانی و علاقهاش به مردم، سینما و قانون، تغییراتی در سینمای ایران به وجود آورد. مثلاً صحنههایی که زمانی برای فیلمسازان ایران رویایی بود در دوره او رخ داد. او که مسوول سینمای ایران بود جلساتی تشکیل میداد و گاهی 50-40 نفر از دست اندرکاران خبره، با سابقه و نخبههای سینمای ایران را در یک جلسه جمع میکرد که به بررسی مشکلات سینما مربوط میشد و از همه میخواست حرفهایشان را بزنند و پیشنهاد دهند. او یادداشت میکرد و سعی میکرد با معدل گرفتن از صحبتهای آنها نتیجه بگیرد و از طرف دیگر خواستههای دولت را نیز مورد توجه قرار دهد. او حافظ سه ویژگی جنبش ناکام دوم خرداد بود؛ مردم، آزادی و قانون.
او هم در پی سینمای مورد علاقه مردم بود و هم برای کارگردانان و تهیه کنندگان ایران امکان ابتکار عمل فراهم میکرد. ولی چیزی که کمتر درباره او ذکر میشود این است که او در پی تدوین قانون سینمای ایران بود، او میاندیشید که با تدوین قانون سینمای ایران مانع از ورود سلایق شخصی و ورود زد و بندچیها به این حوزه میشود. ولی از طرف دیگر این نگرانی وجود داشت که با تدوین قانون سینما همان اتفاقی که برای مطبوعات افتاد بر سر فیلمها هم بیاید. او برای اهالی سینما احترام قائل بود و به آنها برای نزدیک شدن به واقعیات و سلایق مردم کمک میکرد. او در مقابل منتقدان این عمل تعبیر خوبی داشت. او باور نداشت که نزدیکی سینما به مردم منجر به سطحی شدن فیلمها میشود. چون چیزی که باعث سطحی شدن فیلمها میشود سانسور است. چون سانسور اجازه نمیدهد که فیلم ایرانی شبیه زندگی ایرانی شود و به این ترتیب فیلمهای خارجی تبدیل به الگو میشوند. در واقع منتقدان حاضر به گفتن این نکته نیستند که سانسور منجر به سطحی شدن فیلمها میشود و همیشه تاکیدشان بر 50 درصد دیگر است. ولی سیف الله داد سعی میکرد گرایش فیلمها به مردم را از طریق یک کانال اندیشیده و سنجیده هدایت کند و عنوانی ابداع کرد که بعدتر کمتر شنیده شد و آن هم «سینمای مصلحانه» بود.
او میگفت که این سینما – سینمای مصلحانه – نه مجیز مردم را میگوید و نه مجیز قدرت را. این سینما با دلسوزی به جامعه و آینده نگاه میکند و در واقع به سراغ آن حوزه نظری از سینما نزدیک میشد که به تعبیر حضرت امام به هنر نزدیک بود. ایشان میگفتند «هنر در مدرسه عشق، به نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری و نظامی میپردازد.» در واقع این سینمای مصلحانه در ادامه این تلقی از هنر شکل گرفت.
در نتیجه اگر از زاویه مدیریت به سینمای دوم خرداد نگاه کنیم، باید بگوییم که تغییرات رخ داده مثبت بود. سیف الله داد از توجه به قانون، مردم و فرهنگ حمایت میکرد و ارزشمندترین کارش حمایت از صنوف سینمایی بود.
او هم موفق بهبود سیر تولید و نمایش شد و هم به نظام اصناف سینمای ایران سامان داد، این آن دو چیزی است که سینمای ایران همیشه کم داشته و هنوز هم دارد. احترام به دانایی، سلیقه و تجربه سینمایی و میدان باز کردن برای فعالیتهای صنفی، این دو چیزی است که نداریم و میتواند سینمای ایران را از وضعیت بحرانی امروز نجات دهد.
وقتی به تاریخ سینما نگاه کنیم دورههایی ماندنی و تاثیرگذار را میبینیم، مثل دورانی که امثال اوگانیانس سپنتا از جان و مال برای سینمای ایران مایه گذاشتند و دوران جنگ که سینما با چنگ و دندان حفظ شد با روزهای نوستالژیک مدیریت سیف الله داد.
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
روزنامه شرق 5 خردادماه 1386