او سيفالله داد براي خدا بازي ميكرد
كارگردان «نياز»، «بچههاي بد»، «مصائب شيرين» در متن اين يادداشت كه در اختيار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گذاشته است، نوشته است:
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: خبرگزاری ایسنا 7 مردادماه 1388
او سيفالله داد براي خدا بازي ميكرد
عليرضا داودنژاد كارگردان سينماي ايران در پي درگذشت سيفالله داد نوشتاري را منتشر كرد.
كارگردان «نياز»، «بچههاي بد»، «مصائب شيرين» در متن اين يادداشت كه در اختيار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گذاشته است، نوشته است:
«او سيفالله داد ....
او حيف شد. سيفالله داد، سينما، مردم و مملكت را دوست داشت.
سينما را ميشناخت، از مشكلات آن سر در ميآورد و براي آنها راهحل داشت.
او ميدانست سينما در مقايسه با ساير هنرها به نقدينگي و ابزار و تجهيزات بيشتري احتياج دارد و از اين بابت ميتواند اسير اغراض مالي و سياسي شود.
او به سينمايي ميانديشيد كه نه از ارزشهاي ذوقي و تخصصي و خلاق باز بماند و نه نسبت به آسيبهاي اجتماعي بياعتنا باشد.
او از عنواني سينماي «مصلحانه» استفاده ميكرد و در زمان مديريتش با همين عنوان به بعضي فيلمها جايزه ميداد. او نمونهاي از يك مصلح اجتماعي بود كه به مديريت سينما رسيد و يادگارهاي ارزشمند از خود به جاي گذاشت.
چه كسي باور ميكرد كه روزي معاونت سينمايي وزارت ارشاد، براي اداره سينماي كشور،هر دو، سه هفته با چهل و پنجاه توليد كننده، فيلمنامه نويس، فيلمبردار، فيلمساز، پخش كننده، سينمادار، منتقد، متخصصين، مديران و علاقهمندان حرفهاي سينماي جلسهاي مشورتي تشكيل دهد و ساعتها بحث آزاد راه بياندازد و از حاصل گفتوگوها يادداشت بردارد و بر پايه آنها سياستهاي خود را تنظيم كند.
او با اغلب اصناف سينمايي آشنا بود و از واقعيتهاي جاري آنها خبر داشت و براي سر و سامان دادن به تشكيلات صنفي سينما، حوصله به خرج ميداد و وقت ميگذاشت و زحمت ميكشيد.
صميميت، تيزهوشي و تواناي او در جمعبندي مباحث و يافتن راهحلهاي اجرايي كمنظير بود.
او با فيلمنامهنويسي، كارگرداني، تهيهكنندگي، تدريس، مديريت صنفي كارگردانان و سرپرستي جامعه اصناف سينما يعني خانه سينما مسير خود را به درستي طي كرد و با شناختي واقعي از حوزه مسئوليت خود به سرپرستي سينماي كشور مشغول شد.
اگر سر و كله طمعورزيهاي مالي و رياكاريهاي سياسي از راه نميرسيد و سودپرستي و انحصارطلبي، سيفالله داد را به تنگنا نميانداخت. او مديري بود كه ميتوانست از تاراج دوباره مخاطبان ايراني توسط بازار سياه ويدئو خارجي و بعدها امواج ماهوارهاي جلوگيري كند.
چشماندازي كه او به دنبال آن بود به دست گرفتن ابتكار عمل در فضاي سمعي و بصري كشور توسط توليد داخلي و ورود اين توليدات به بازارهاي منطقه و دنيا بود.
او ميدانست كه ايجاد فضاي لازم براي تجربههاي تازه و تامين منزلت براي هنرمندان و كسب محبوبيت در نزد مردم، گامهاي اوليه است كه سينماي ملي ميبايد براي دستيابي به آرمانهاي خود طي كند.
امروز كه سيلاب امواج ماهوارهاي گيرندههاي تلويزيوني داخل را در خود غرق ميكند و بازار سياه قاچاق ويدئو فيلم خارجي، دهها ميليون مخاطب را به تاراج ميبرد و سيفالله داد كه براي حفظ اين بازار از دست رفته بعد از سالها خانه نشيني و بيماري رخ در نقاب خاك ميكشد. بار ديگر اين سوال در ذهن من اينجايي شكل ميگيرد كه ما، مردمان با نخبگان خود چه ميكنيم و چگونه است كه آنها اين همه طاقت ميآورند و از مقاومت دست نميكشند؟
روزي سيفالله داد در خانه سينما، سخنراني داشت من از صفوف آخر و از دور او را نظاره ميكردم. او با خنده گفت: ما همه بازيگريم مهم اين است كه براي كدام تماشاگر بازي ميكنيم.
او سيفالله داد براي خدا بازي ميكرد.»
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
خبرگزاری ایسنا 7 مردادماه 1388