با ياد اديسهي دوهزار و يك استنلي كوبريك
بعضي ميگويند فرق آدمي با جانور در اين است كه جانور نگاه ميكند و گوش ميدهد اما آدمي ميبيند و ميشنود و فرق است بين نگاه كردن و ديدن و تماشا كردن و تفاوت است بين گوش دادن و شنيدن و انديشيدن. و ميگويند…
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: خبرگزاری ایسنا 21 شهریورماه 1382
با ياد اديسهي دوهزار و يك استنلي كوبريك
بعضي ميگويند فرق آدمي با جانور در اين است كه جانور نگاه ميكند و گوش ميدهد اما آدمي ميبيند و ميشنود و فرق است بين نگاه كردن و ديدن و تماشا كردن و تفاوت است بين گوش دادن و شنيدن و انديشيدن. و ميگويند انديشه انعكاس ديدار و شنيدار و ديگر دريافتهاي حس است در فضاي ذهن. و طبيعت را به حبابي تشبيه كردهاند كه با زنجيرهء بهم پيوسته لحظات، موجودات را در گير و دار چرخه سوائق ميگرداند و عشق به زنده بودن را محمل زايش و مرگ قرار ميدهد و گفتهاند باز كه توجه به كائنات به محو حباب طبيعت و فروپاشي آن در صور و اشكال و حروف و كلمات ميانجامد و تفكر و تخيل به ديدار و شنيدار ميپيوندد و آدمي ”سينما” را كشف ميكند. و اما ما كه به عنوان موجودات انساني در جغرافياي ايران زندگي ميكنيم و به زبان فارسي مينويسيم و حرف ميزنيم و از ديرباز رد آفتاب و ماه و ستاره و صور فلكي را داشتهايم و با عبور از آسمان و فرشتگان و خدايان به يكتاپرستي رسيدايم و موسيقي و شعر و قصه و حماسه و نقاشي و معماري و نمايش و آئين آفريدهايم، با ”سينما” چگونه بودهايم، چگونهايم و ميخواهيم چگونه باشيم؟
سينما كه با موسيقي ضرب آهنگ ميگيرد و با شعر كشف ميكند و با قصه حرف ميزند و با نقاشي قاب ميبندد و با مجسمهسازي زوايا را مييابد و با معماري فضاها را ميآزمايد و با نورپردازي آشكار ميشود و با نمايش فيلم ديدن را به آئيني بدل ميكند، در ايران ما همان سرگذشتي را داشته كه ملت ما داشتهاند! ره آورد تكبر پادشاهان و اشراف و اعيان و متمكنين و يال وكوپال دارها، باضافه غرور جهان صنعتي، براي ما فرهنگي اختناق زده شد كه در مقابل تجربه و آزمايش و كشف و اختراع و فن و صنعت و برق و ماشين و راديو و تلويزيون و ماهواره كم آورد و با توپ و موشك و بمب به انفعال و تقليد و مصرف كشانده شد و با وابستگي و استبداد از قافله تامل و تفكر و اكتشاف و خلق و ابداع عقب ماند و در پايان بيستمين قرن از دوران معاصر با استمداد از انقلاب اسلامي « به عنوان آخرين ذخيره هويت منطقهاي و ملي كوشيد« «تا طعم آزادي و استقلال را بچشد و در جهاني كه بارزترين خصائل تمدن را در نگاه دقيق، گوش شنوا، تفكر تجربه اندوز، تخيل خلاق، ذهن آيندهنگر و سرانگشتان ماهر و توانا ميشناسد،« بالاستقلال از ديگران براي خود كسي باشد». سينماي ايران به وعده خود عمل كرد و پرچم اين سرزمين را در همه اطراف جهان به اهتزاز درآورد و درغياب سلطه واردات، به جريان فيلمسازي متفكر و خلاق جاني تازه دادو موجب شد تا فيلمهاي ايراني عليرغم نوع تازهاي از سانسور، بازگشتي را به سوي« زندگي ايراني » آغاز كنند. امروز كه ماهواره و شبكههاي تلويزيوني و امكانات ويدئويي عرصهي تاخت و تاز فيلمهاي رقيب خارجي شدهاند و كمپانيهاي پخش فيلم آمريكايي و اروپايي و هندي و هنگ كنگي و. ...در آرزوي بازار از كف رفته ،باز در كمين مردم سينما رو و سالنهاي سينماي ايران نشستهاند « و ميپندارند كه ميتوانند منافع روزگار سپري شده را دوباره زنده كنند» ما براي ميراث سينمايي اين مرز و بوم چه فكر و نقشهاي را در سر ميپرورانيم؟ آيا در اين انديشهايم كه در رقابت با فيلمهاي وارداتي ابتكار عمل را از دست ندهيم و بازار داخلي را حفظ كنيم و مهياي ورود به بازارهاي منطقه و دنيا بشويم؟ در اين صورت نحوه برخورد ما، با نيروهاي ذوقي، تخصصي و خلاق چگونه است؟ دست آنها را تا چه اندازه ميبنديم؟ براي جبران عقب افتادگيهاي ابزار و تجهيزات توليد و نمايش تا چه ميزان سرعت و جديت به خرج ميدهيم؟ با فقدان حمايتهاي موثر رسانههاي ملي چه ميكنيم؟ چگونه جلوي نمايشهاي غير قانوني را ميگيريم؟ كمبود ظرفيتهاي نمايشي و عدم دسترسي اكثر تماشاچيان به سالنهاي مناسب را چگونه جبران ميكنيم؟ گيشههاي فروش بليط، سالنهاي انتظار، دستشوييها، تالارهاي نمايش، صندلي ها ، پرده، نور و صدا در سينماي ما كي در حد تركيه و پاكستان ودبي و امارات و...، استاندارد ميشود؟ سردرهاي فرسوده و كهنه ويران سالنها را چه زماني مرمت ميكنيم؟ به اميد روزهاي بهتر. روز ملي سينما مبارك باد عليرضا داودنژاد با ياد اديسه دوهزار و يك استنلي كوبريك
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
خبرگزاری ایسنا 21 شهریورماه 1382