بازگشت به آرشیو
نامه‌ها / ۸ اردیبهشت ۱۳۷۶

با «هنر» چگونه‌اید

درباره موسیقی چگونه فکر می‌کنید؟ آیا قبول دارید که موسیقی یکی از مؤثرترین شیوه‌های ارتباط فرهنگی‌ست؟ به نظر شما چند درصد از موسیقی مورد مصرف در داخل کشور توسط نوازندگان و تصنیف سازان و آهنگسازان داخلی تأمین…

نویسنده / گفت‌وگوعلیرضا داوودنژاد

با «هنر» چگونه‌اید
اندازه متن

منبع ثبت‌شده در آرشیو: آرشیو ارسالی؛ مشخصات انتشار در فایل ذکر نشده است.

تاریخ نمایشی از نام فایل ارسالی گرفته شده و مستقلاً تأیید نشده است.

با «هنر» چگونه‌اید

اشاره:

مطلب ذیل نامه‌ای است که از سوی علی‌رضا داوود نژاد برای رئیس جمهور آینده نوشته شده است.

درباره موسیقی چگونه فکر می‌کنید؟ آیا قبول دارید که موسیقی یکی از مؤثرترین شیوه‌های ارتباط فرهنگی‌ست؟ به نظر شما چند درصد از موسیقی مورد مصرف در داخل کشور توسط نوازندگان و تصنیف سازان و آهنگسازان داخلی تأمین می‌شود؟ آمار واکمن‌ها و خط پخش‌هائی که روزانه وارد کشور می‌شود و بفروش می‌رسد از چه قرار است؟ خوراک این دستگاه‌ها را چه کسانی و در کجا تأمین می‌کنند؟ آیا کودکان، نوجوانان، جوانان و دیگر اقشار علاقمند به موسیقی به آثار مناسب با احوالات خود دسترسی دارند؟ آیا شما باور دارید که با توجه به نوع برخورد امام راحل با موسیقی باید سرنوشت این هنر در ایران دگرگون شود؟ آیا این دگرگونی نباید شامل مهندسی سازها، نوازندگی، تصنیف‌سرا، آهنگسازی، موسیقی ارکستری و توسعه کنسرت‌ها و مشارکت مردمی در بهره‌برداری از آنها بشود؟

آیا شما باور دارید که موسیقی به عنوان سرآغازی برای تأمل انسان در تناسب آواها کشت ضرباهنگ‌ها، مقدمه شناخت ریاضی، فنی و علمی طبیعت است و دقت در تناسب آواها با حرکات و حالات، مدخلی برای آرایش و پیرایش زبان و زمینه‌ای برای ورود به زیبائی شناسی و پالایش ذوق و سلیقه عمومی است؟

آیا از نظر شما آموزش نوازندگی در مدارس و سازسازی در دبیرستانها و آهنگسازی و تصنیف سرائی در دانشگاه‌ها از ضرورت‌های امروزی مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب نیست؟

درباره شعر و شاعری چگونه می‌اندیشید؟ آیا قبول دارید که ظرفیت‌های تنوع زبان گفتگو در منظومه‌ها و اشعار و قطعات ادبی آشکار می‌شود؟ آیا لازمه اعتلای تفکر شناخت، زنده نگاه داشتن زبان مادری و حفظ پیوند فعال زبان مکالمه و کتابت نیست؟ آیا قبول دارید که صورت‌های اصیل و خودجوش آن در حراست از زبان و جلوگیری از استحاله آن در سوداگری‌ها و تزویرورزیها و ریاکاریها، نقش تعیین کننده‌ای دارد؟

وضعیت شعر و شاعری را در ایران امروز چگونه می‌بینید؟ آیا در میان انبوه جوانان، اعتنای درخوری به ساختار زبانی که با آن گفتگو می‌کنند می‌یابید؟ آیا بدون چنین اعتنا و توجهی می‌توان به آینده تفکر معنوی، فلسفی، علمی و فی در کشور امیدی بست؟

شاعران سرشناس و محبوب امروزی ما چه کسانی هستند؟ قطعات و اشعاری که از آنها توسط انبوه مردم اعم از خواص و عوام زمزمه می‌شود کدام است؟ آیا از تیراژ کتابهای شعر - کتابهایی جز حافظ، خیام، موسوی و فردوسی و ... راضی هستید؟ آخرین شب شعر گرم و خاطره انگیزی که داشته‌ای متعلق به اشعار کدام شاعران بوده است؟ آیا ضرورت برگزاری و توسعه اینگونه مجالس را در نهادهای آموزشی و فرهنگی در سطح کشور احساس می‌کنید؟

اوضاع ادبیات را چگونه می‌بینید؟ آیا شما هم قبول دارید که اسطوره از زمینه‌های اصلی پاگرفتن علوم انسانی اعم از روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی و ... بوده است؟ آیا قبول دارید که داستایوفسکی و تولستوی ویکتورهوگو و پدران مشرب‌های روانکاوی و فلسفی و علمی و ادبی غرب هستند؟ آیا ما نباید برای جلوگیری از تسلط این ره‌آوردهای عظیم و پربار ادبی بر ساختارهای فکری و فلسفی و علمی مردم، به رونق و توسعه ادبیات داخلی بپردازیم و با باز کردن راه زندگی به کتابها، راه کتابها را به زندگی مردم باز کنیم؟ اوضاع پاورقی نویسی در مجلات، قصه کوتاه و جریان رمان نویسی را در کشور چگونه می‌بینید؟ آیا قبول دارید که توسعه ادبیات داستانی از لوازم قطبی افزایش آگاهی ملی و دستیابی به تفاهم و شناخت متقابل آدم‌ها و گروه‌ها و اقشار مختلف از یکدیگر است؟ آیا ادبیات داستانی از مناسب‌ترین زمینه‌ها برای نزدیکی دل‌ها و افزایش تفاهم و دوستی و وفاق ملی نیست.

نقاشی را چگونه می‌بینید؟ آیا توجه به نور، رنگ، خطوط، حجم‌ها و حالات، رفتار و ... از نشانه‌های بیداری انسان و تأمل او در ظرافت‌ و زیبائی خلقت الهی نیست؟ آیا قلم زدن در رنگ و نگارش آن بر بوم و پدیدار کردن تناسب‌ها وتو از حرکات و حالات اشیاء از لوازم اصلی افزایش ذوق و سلیقه عمومی و ارتقاء فرهنگ ملی نیست؟ آیا شهرسازی و معماری و یا تولید ابزار و لوازم فنی و صنعتی، چه برای انبوه شهرها و چه برای خلوت خانه‌ها، بی‌نیاز از شناخت ذوقی و فنی نور و رنگ و حجم و تناسب خطوط و ترکیب فضاهاست؟ جز تابلوی عاشورای استاد فرشچیان شما چه تابلوهای دیگری را در فضای حشر و نشر و رفت و آمدهای خود می‌بینید؟

درباره رشته‌های دیگر هنرهای تجسمی چگونه فکر می‌کنید؟ آیا ماندگاری بخشیدن به لحظات و حالات و فضاهای ارزشمند را در قالب مجسمه‌سازی می‌پسندید؟ آیا مایل هستید که میادین و خیابانها و خانه‌های مملو از آثار هنرهای تجسمی باشد؟ آیا شما هم باور دارید که علاقمندی به نقاشی و هنرهای تجسمی از جنس گرایش به رفاه طلبی و تجمل پرستی جداست و هنر دوستی از مشخصه‌های بارز یک فرهنگ زنده و فعال است؟ آیا آموزش اینگونه هنرها را در سطح ملی و رساندن آنها را به تولید انبوه از ضرورت‌های مبارزه با الگوهای فرهنگ مهاجم می‌شناسید؟

آیا لازم می‌دانید که همه خانواده‌ها بتوانند مراحل رشد کودکان خود و صحنه‌های مطبوع و جذاب زندگی آنها را در قالب عکس‌ها ماندگار کنند و داشتن آلبوم عکس‌های خانوادگی جزو مرسومات زندگی بشود؟ آیا زیبا نمی‌دانید که همه مراحل سنی زندگی یک پدربزرگ بصورت آلبوم در اختیار نسل‌های بعدی قرار بگیرد و عکس‌های دسته جمعی فامیل و اقوام زینت‌بخش دیوار خانه‌ها باشد؟ آیا همه ما نمی‌توانیم در این حسرت شریک باشیم که ای کاش از همه مراحل و ادوار زندگی امام نازنین عکس‌هائی متنوع و هنرمندان در اختیار می‌داشتیم؟

معماری را چگونه می‌یابید؟ آیا قبول دارید که کم حجم شدن محیط خانه‌ها و پاگرفتن آپارتمان نشینی و برج سازی مانعی در سر راه حفظ میراث‌های فرهنگی ما نیست؟ آیا معماری، قادر نیست این مجموعه‌ها را در شیوه طراحی بیرونی و معماری داخلی آنچنان سامان بدهد که معماری ایرانی و اسلامی ما در آن‌ها دیده شود؟

با هنرهای نمایشی چگونه‌اید؟ آیا ما به تعاریف مناسب خود از موضوع نمایش و مقوله متن و کار بازیگری دست پیدا کرده‌ایم؟ با تعزیه، روحوضی، تئاتر، اپرا و ... چگونه‌اید؟ آیا اطلاع دارید هنرمندانی در ایران هستند که می‌توانند حماسه کربلا و تعزیه و تئاتر و موسیقی را در قالب‌هائی تازه و بدیع به صحنه بیاورند و تالار وحدت را به بزرگترین تکیه دنیا تبدیل کنند؟

ارزیابی شما از هفده سال تئاتر بعد از انقلاب چگونه است؟ وضعیت سالن‌ها، طراحان صحنه، کارگردانان، نویسندگان متن، بازیگران و آمار مخاطبان علاقمند را چگونه می‌بینید؟ از آینده تئاتر در ایران چه چشم‌اندازی دارید؟

آیا به عقیده شما بدون داشتن یک موسیقی زنده و محبوب و بدون داشتن شاعرانی که اشعار آنها زمزمه عام و خاص باشد و بدون داشتن نویسندگان، قلم بدستان موفق و آشنا می‌توان به یک شبکه تلویزیونی موفق و فراگیر دست یافت؟ کمبود این گونه عوامل را چگونه باید تأمین کرد؟ آیا ما محتاج به نقاشان ماهر، گرافیست‌های خبره، صحنه پردازان و مجسمه سازان زبده و عکاسان و فیلمبرداران درجه یک و درخشان نیستیم؟ آیا نویسندگان و بازیگران و کارگردانانی که با درخشش در صحنه‌های تئاتر محبت و توجه مردم را جلب می‌کنند، نمی‌توانند بهترین گردانندگان چرخ بی‌توقف تولید در تلویزیون باشند؟ آیا شما از نوع ارتباطی که میان تلویزیون و سینما در کشور ما وجود دارد، راضی هستید؟

برادران عزیز کاندیداتوری ریاست جمهوری!

آیا شما به تفاوت میان رسانه و هنر باور دارید؟ آیا قبول دارید که کار هنر کشف شگردها و شیوه‌های ارتباط و کار رسانه مصرف و توسه آنهاست؟ آیا ما به هنرمندانی احتیاج نداریم که بتوانند مردم مشتاق را به سالن‌های نمایش جذب کنند و با شناسائی و گزینش کارآمدترین شگردها راه مقاومت تلویزیون را در مقابل شبکه‌های خارجی هموار کنند؟ اگر در سال‌های آتی ماهواره‌ها امواج خود را مستقیماً به آنتن‌های خانگی ارسال کنند، میوه توسعه آنتن‌ها را چه کسانی خواهند چید؟ آیا در چنان شرایطی داشتن یک سینمای موفق و پررونق پشتوانه‌ای جدی برای فرهنگ کشور به حساب نخواهد آمد؟ آیا هنوز وقت آن نرسیده است که با توسعه سالن‌های سینما در همه جای کشور و رونق بخشیدن به تولیدات جذاب داخلی فضای فرهنگی کشور را در مقابل تهاجم ماهواره‌ها و فیلم‌های ویدیوئی خارجی بیمه کنیم؟ آیا داشتن یک سینمای موفق داخلی که با عبور از مرزها در بازار منطقه و دنیا حضور پیدا کند، از اصلی‌ترین شاخصه‌های یک فرهنگ زنده، فعال و مؤثر در دنیای امروز نیست؟ به نظر شما سینمای امروز ما کجای کار است؟

برادران عزیز:

امثال این حقیر آرزو دارند که شما را پیش از انتخابات بخوبی بشناسند. با ما صحبت کنید. به سؤالاتمان پاسخ بدهید. نگذارید ایهام و ابهامی باقی بماند. برای ما این فرصت را فراهم کنید که با بصیرت و چشم باز بسراغ صندوق‌ها برویم. هشت سال جنگ، اقتدار ملی ما را تضمین کرد و هشت سال سازندگی در صنعت و اقتصاد، آینده سیاسی ما را بیمه کرد. آیا امروز وقت آن نیست که هشت سال آینده برای اعتلای فرهنگ و حضور موفق در محافل هنری دنیا و توفیق در بازار گسترده کالاهای فرهنگی سرمایه گذاری شود؟

چشم به راه پاسخ شما، علی‌رضا داوودنژاد»