بازگشت به آرشیو
یادداشت‌ها / ۲۱ شهریور ۱۳۸۶

تقدیم به سیف الله داد/ راه، چاه و سینمای ایران

ما جهان را می‌بینیم، می‌شنویم، می‌بوییم، می‌چشیم و لمس می‌کنیم. چشم هیچ یک از دو آدمی عین یکدیگر نیست. گوش‌های ما دقیقاً اندازه و شکل یگانه‌ای ندارد. ساختمان بینی همه ما با هم متفاوت است. لب، دندان، زبان، دهان…

نویسنده / گفت‌وگوعلیرضا داوودنژاد

تقدیم به سیف الله داد/ راه، چاه و سینمای ایران
اندازه متن

منبع ثبت‌شده در آرشیو: روزنامه بانی فیلم 21 شهریورماه 1386

تقدیم به سیف الله داد/ راه، چاه و سینمای ایران

ما جهان را می‌بینیم، می‌شنویم، می‌بوییم، می‌چشیم و لمس می‌کنیم. چشم هیچ یک از دو آدمی عین یکدیگر نیست. گوش‌های ما دقیقاً اندازه و شکل یگانه‌ای ندارد. ساختمان بینی همه ما با هم متفاوت است. لب، دندان، زبان، دهان و کام همه ما با یکدیگر فرق دارد و کثرت آثار خطوط انگشت‌ها تا به حدی است که می‌تواند به شناسایی هویت فردی ما منجر شود.

ما در دنیای مشترک و عوالمی متفاوت به سر می‌بریم. ما برخلاف چهارپایان دائم جهان اطراف خود را تغییر می‌دهیم. ما می‌توانیم نظر دیگران را در مورد جهان مشترک و عوالم متفاوت جویا شویم. ما توانسته‌ایم آینه، زبان و سینما را اختراع کنیم. ما در جست و جوی دنیایی هستیم که فرد و جمع بر یکدیگر غلبه و سلطه نجویند. ما آنچه را در جمع دریافت می‌کنیم در قالب آثار هنری به آن باز می‌گردانیم و جمع آنچه را که از فرد می‌طلبد در قالب آثار رسانه‌ای به افراد عرضه می‌دارد. هنر و رسانه همزاد یکدیگرند. هرچه افراد و اجتماعات آنها به چشم انداز آرمانی خود نزدیک‌تر شود، هنر و رسانه به تفاهم و همکاری با یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند و به عکس، هرچه اصطکاک فرد و جمع شدیدتر باشد و افراد دل مشغول غلبه بر سازمان و سازمان در کار سلطه بر افراد باشد، هنر و رسانه به سوی بدگمانی و انکار و حذف یکدیگر حرکت می‌کنند. فعال شدن استعدادهای جامعه محصول خلاقیت افراد و تمهید فرصت و امکان برای افراد، حاصل تفاهم و همزیستی اجتماعی آنان است.

مدیریت خلاق می‌داند که گرایش به غلبه و انحصار چاره‌ای جز تبعیض طرد، نفی، انکار، تهدید و خشونت به جای نمی‌گذارد. مدیریت خلاق می‌داند که سنگین کردن فضای زندگی اجتماعی به انفعال، اطاعت پذیری و تقلید دامن می‌زند. مدیریت خلاق می‌داند که فراگیری و اثرگذاری رسانه‌ای وابسته به رونق هنری است. مدیریت خلاق می‌داند که عدالت عالی‌ترین محصول ذوق و آگاهی آدمی است.

باور کنیم که سینما هنر است و همچنین که از موسیقی، شعر، قصه، نقاشی، مجسمه سازی، طراحی، نورپردازی، بازیگری، کارگردانی و نمایش نمی‌توان با اطلاق نظر رسانه یاد کرد، اثر سینمایی نیز محصول اندیشه و تخیل و مهارت سینماگر است و وابستگی این هنر به تجهیزات گران و متنوع تفاوتی در تعریف واقعی آن ایجاد نمی‌کند. اگرچه در شرایط انحصار سیاسی و تسلط اقتصادی، سینما نیز همچون دیگر پدیده‌های اجتماعی از مدار حرکت فطری خود خارجی می‌شود و از مسیر ابداع، ابتکار و خلاقیت دور می‌افتد، آنچه در صد سال گذشته در بلوک‌های شرق و غرب و سینما گذشته است و به تعریف دو نحو دستور زبان برای تکلم بصری سینما منجر شده، شاهد زنده‌ای از سیاست زدگی و دروغ پردازی سینما در شرایط انحصار و سلطه است. خوشا به حال جامعه‌ای که بتواند عبرت بیاموزند و با گرایش به عدالت، برای همه پدیده‌ها فرصت بازاریابی استعدادها و فعلیت بخشیدن به آنها را فراهم کند.

از جمله عواملی که امروزه می‌تواند به غنای سینمای ملی ایران بیفزاید و آن را از سوء استفاده‌های فرهنگی، سیاسی و مالی نجات بدهد: خودداری دولت از اعمال فشار و سلیقه، خروج اصناف از رخوت و انفعال، کاهش شکاف فاحش تجهیزات تولید و امکانات نمایشی داخلی با استانداردهای جهانی و بالاخره باور به اصالت آرای مردم است.

اینک فضای ماهواره‌ای کشور در اختیار محصولات خارجی است، بازار ویدیویی تقریباً به تسخیر محصولات وارداتی رسمی و قاچاق درآمده است و در کانال‌های تلویزیونی تولیدات داخلی، سهم چندانی ندارند و علاقه‌مندان به جایگزینی واردات به جای تولید در کمین باقی مانده سالن‌های نمایش نشسته‌اند.

راه معلوم و چاه پیداست. ما به کدام سو در حرکتیم؟

در چشم انداز 20 سال آینده، سینمای ملی ما چه مختصاتی پیدا می‌کند؟ آیا ما در جلوگیری از تاراج مخاطبان خود توسط امواج واردات موفق خواهیم گشت؟ کسی که به غنای باورها، تقویت فرهنگ، اعتلای سیاست، رشد اقتصاد و اقتدار بنیه دفاعی این مرز و بوم می‌اندیشد با سینمای ملی ایران چگونه برخورد می‌کند؟

پانوشت‌ها و منابع فایل اصلی

شماره‌ها مطابق فایل منبع هستند.

1

روزنامه بانی فیلم 21 شهریورماه 1386