شيفتگان به "قدرت"، "وطنخواهي" را مشكل تلقي ميكنند سياستمداران متاثر از جو "خيرهگي" به اعداد و ارقام، سرراه وطنخواهان سنگ مياندازند
هنر تا چه حد از احساس ميهن پرستي تاثير پذيرفته است؟ منظور از اين پرسش نه تفكيك هنر به سنتي و مدرن، كه در واقع ميزان انعطافپذيري و گرايش هنرمندان در خلق آثار ميهني است. عليرضا داودنژاد، كارگردان سينماي ايران،…
نویسنده / گفتوگوعلیرضا داوودنژاد

منبع ثبتشده در آرشیو: خبرگزاری ایسنا 15 مهرماه 1382
شيفتگان به "قدرت"، "وطنخواهي" را مشكل تلقي ميكنند سياستمداران متاثر از جو "خيرهگي" به اعداد و ارقام، سرراه وطنخواهان سنگ مياندازند
هنر تا چه حد از احساس ميهن پرستي تاثير پذيرفته است؟ منظور از اين پرسش نه تفكيك هنر به سنتي و مدرن، كه در واقع ميزان انعطافپذيري و گرايش هنرمندان در خلق آثار ميهني است. عليرضا داودنژاد، كارگردان سينماي ايران، در پاسخ به اين سوال ايسنا متني را ارسال كرده است كه در پي ميآيد:
وطن بعضي آسمان است. وطن بعضي زمين و وطن بعضي ايران. بسياري - امثال سهروردي و هانري كربن - از ديرباز ايران را ارض ملكوت دانستهاند. آنجا كه زمين و آسمان به يكديگر ميرسند و آدمي از ثنويت ميگذرد و در مجاورت عقل و حس به عالم انساني راه پيدا ميكند. تنوع برگزيدهاي از فرهنگها، تجربه تمدني كه كنفوسيوس در چشمانداز خود جستجو ميكرد، عبور از دوراني كه حماسه و شكوه فرهنگ و اساطير يوناني طرحي از روزمرهگيهاي آن بوده و هنر و شعر و فلسفه و حكمتي كه قرنهاست تشنگان معرفت را سيراب ميكند، مشخصههاي كجاي اين دنيا، جز ايران ما ميتواند بود؟ كدام كشور جز ايران ميتوانست در دهههاي پاياني قرن بيستم و در هنگامي كه انقلابيترين فرزندان تاريخ در پشت حصارهاي آهنين، مجازات آرمان خواهي را پس ميدادند، انقلابي دوباره به پا كند و عليه تحقير، توهين و بهرهكشيهاي سنگدلانه از نوع انسان، مقابل قدرتهاي تا دندان مسلح بايستد؟ كدام يك از كشورهاي عربي شجاعت، فداكاري و ايثار مردم ايران را تقديم اسلام، كردهاند؟! متاسفانه جو غالب بر تاريخ، كماكان در ارعاب و تهديد است و تلاش رسانهها جهت اقناع مردم براي هماهنگي با توقعات سلطهجويان، به انواع بازيها و دروغ پردازيها آميخته است. سرمايهداري متكي به نظاميگري در پي آن است كه روياي مدرنيسم را براي اعمال انضباطي تعريفپذير، خود خواسته و جهان شمول تحقق بخشد و با تسلط بر مناسبات بينالمللي سازماندهي دلخواه خود را ايجاد كند و با شمارهگذاري هر فرد در حجرهاي از كندوهاي عظيم انساني و اتصال او به، مانيتوري كه با امواج ديجيتال كنترل ميشود، زنبوركده جهاني خود را علم كند.
اين دهكده كوچك كه در آغاز هزاره سوم كلنگ آن زده شده با شتابزدهگي ويژه مدرنيسم در حال ساخت و ساز است با تعاريفي كه به مولفههاي فردي، افسانهي شخصي، رازوارهگي بشري و اصالت تفاوتها و تمايزات اشاره دارد، سازگار نيست و آدمي را جانوري حريص، منفعل، مصرف كننده، واداده و رام ميخواهد. خيرهگي به اعداد و ارقام و استحاله ذهن، عواطف و تمايلات در مقياس و شماره و رقم، سرابي است كه سرمايهداري ميليتاريستي را به صحاري سوزان و بي آب علف تاريخ ميكشاند تا به قول نيچه دگرديسي مقدس جان آنها با "شتر" آغاز شود! آنچه امروزه تحت عنوان "هويت" مطرح است و به زير سوال ميرود و عدهاي آن را "مشكل" و عدهاي ديگر آن را "راه حل" ميخوانند، چيزي نيست جز مقاومت در مقابل تك ساحتي شدن انسان، آنچنان كه "ماركوزه" و "شريعتي" ميگفتند و يا "كوبريك" با فيلم "غلاف تمام فلزي" نشان داد و يا آنچه براندو در عنوان "سربازهاي يك چشم" به دنبال بيان آن بود. تلاش مدرنيسم براي تاريخ زدايي، تجزيه و دسته بندي هويت انساني در "صفر و يك" ديجيتالي از نگاه هيچ هنرمند، متفكر، تاريخ نويس، روزنامه نگار معاصر پنهان نيست و آنچه متفاوت است واكنش به اين ماجراست. مسابقه در "مالكيت" و "مصرف" با سرشت مدرنيسم آميخته است و مواجهه با بحرانهاي ناشي از محدوديت منابع سرنوشت اجتناب ناپذير اينگونه گرايش است.
كساني كه وطن خواهي و هويت را مشكل تلقي ميكنند، آب به آسياب يكسان سازي و تفوق ارزشهاي ميليتاريستي و سرمايهداري ميريزند. ولي قطعا براي بعضي "وطنخواهي" نه تنها "مشكل" نيست بلكه راهگشاي باور و كشف و اعتماد به نفس و كار و خدمت ميتواند باشد. همان چيزي كه موجب شد چهارده قرن پيشتر ايرانيان ديني تازه را كه با اعراب به ايران آمد بهتر از همسايگان خود بشناسند و همان رازي كه سرزمين ما را تا به امروز محفوظ نگاه داشته و ملت ما را از انفعال و تسليم در مقابل جهان مراقبت كرده است. حدود شصت سال قبل امام در عباراتي ساده جان كلام را اينگونه بيان كرده است: مبادا فرزندم با يك چشم به دنيا بنگري! بانوي زمين از بانوي آسمان جداست. به رسميت پذيرفتن ديگران و حفظ قلمرو شخصي همان چيزي است كه حافظ از آن به مروت با دوستان و مدارا با دشمنان ياد كرده و به اين ترتيب باور به گونهگوني نوع بشر و احترام به تمايزات انساني را تضمين كرده است. شيفتگان به "قدرت" بيترديد "وطن خواهي" را در دنياي امروز مشكل تلقي ميكنند و تشنگان به "خدمت" حتما از آن راه حل ميسازند. توسل به خشونت و گرايش به ارعاب پيش از آنكه نويد تمدني تازه باشد، حكايت از پايان دارد. عصري كه ميخواست با صنعت بهشت بسازد، امروز گرفتار دوزخ زرادخانههاست. عصري كه با بياعتباري رسانهها احتضار آن آغاز شد و با اسلحه كشيدن به روي ملتها به سرانجام محتوم خود نزديك ميشود. خوشبختانه يكي از بارزترين مشخصههاي همه دوران سينماي ايران، صرف نظر از عوارض مهلك وابستگي و استبداد - گرايش به "هويت" و "وطن" بوده است. امام ميگفت بدترين فيلم ايراني بهتر از بهترين فيلم خارجي است و اين عبارت بيش از آنكه به موضوع فيلمها و يا اجراي بصري آنها مربوط باشد به حضور ايراني در صحنههاي تاريخ و عرصه مناسبت ملي و جهاني تاكيد دارد. بعضي در ايران ما بر اين باورند كه چون دنيا در دست اهل تجارت است، پس بايد بيش از توليد به امر تجارت پرداخت و اين نوع تجارت معمولا چيزي نيست جز انباشت سرمايه و توسعهي خريد و فروش و انبار و شبكهي حمل و نقل و راه و بنادر و راه آهن و فرودگاه و سازمان و اداره شركت و حسابداري و بانك و همه آن چيزي كه سلطنت پهلوي به دنبال آن بود اما مقدمتا بايد به اين سوال پاسخ داد كه بين تاجر آگاه از رموز "توليد" با تاجر آگاه از رموز "مصرف" چه تفاوتي وجود دارد؟ بيترديد تاجري كه در عين آگاهي از اوضاع سياسي و تجاري با "علم" و "سليقه" نيز آشنايي دارد و جهان و جامعه پيرامون خود را ميشناسد و نسبت به نوع انسان احساس رافت و محبت دارد در دراز مدت ابتكار عمل را به دست ميگيرد و به سود و موفقيت افزونتري دست پيدا ميكند. امروزه بازار "نور" و "صدا" اصليترين عرصه تجارت نخبههاي دنياست. "رسانه"هاي فراگير و اثرگذار، "هنر"هاي پررونق و "سينما"ي محبوب مهمترين مولفههاي موفقيت در دنياي امروز است. هيچيك از عرصههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بينياز از اين اسباب نيست و تاثيرگذاري در دنياي امروز و حفظ قلمرو فرهنگي در گرو مهارت در حوزههاي توليد "نور" و "صدا" است. آيا از ملت ايران توليد موسيقي، شعر، ترانه، قصه، عكس، نقاشي، مجسمهسازي، نورپردازي، معماري، نمايش، بازيگري و كارگرداني ساخته نيست؟! متاسفانه سياستمداراني كه تحت تاثير جو "خيرهگي" به اعداد و ارقام هستند عليرغم اينكه از مواهب توليد استفاده ميكنند در سر راه كساني كه ميخواهند مولفههاي خلاقه از جمله وطنخواهي را تقويت كنند سنگ مياندازند.
پانوشتها و منابع فایل اصلی
شمارهها مطابق فایل منبع هستند.
- 1
خبرگزاری ایسنا 15 مهرماه 1382